۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

«دعوت به وحدت» ؛ تاکتيک حکومت برای گذر از روز قدس

اگر حکومت بخواهد برای برگزاری روز قدس دوباره قشون کشی کند و تهران دوباره جو حکومت نظامی به خود بگيرد ، اين خود بزرگترين اعتراف حکومت به پويايي و زنده بودن جنبش علی رغم تمام سرکوبگريها و خباثتهای حکومت در يکسال گذشته است.تازه مورد مضحکه عام و خاص در داخل و خارج نيز قرار خواهند گرفت که آخر اين چه راهپيمايي مردمی است که حکومت از ترس حضور مردم در تظاهرات ، مجبور است آرايش نظامی به خود بگيرد.

واگر هم حکومت بخواهد آرايش نظامی به خود نگيرد و رهبران معترضان نيز به صورت جدی از مردم بخواهند که در راهپيمايي شرکت کنند که معلوم است دوباره شاهد راهپيمايي ميليونی مردم خواهيم بود که اين اصلا به صلاح حکومت نيست.بنابراين به نظر می رسد دعوت به وحدت و همدلی که اين روزها از زبان ائمه جماعات و ارکان نظام شنيده می شود، تاکتيک انتخابی حکومت برای اين است که زهر رهبران معترضان گرفته شود و آنها جديتی در دعوت از مردم برای شرکت در راهپيمايي نداشته باشند.

به نظر می رسد برگزاری راهپيماييهايي که در آن نظامی ها بيشتر از مردم شرکت کننده باشند ، آنهم يکسال پس از اينکه حکومت اينهمه خباثت به خرج داده و اين همه کشته و زندانی کرده و هر روز در هر تريبونی از پشتيبانی مردمی از حکومت صحبت کرده است ، بدجور آبروی نظام را خواهد برد.

ولی تا آنجا که از شواهد و قرائن بر می آيد،حکومت ديگر تا پايان عمر خود اين آرزو را به گور خواهد برد که راهپيمايي مردمی برگزار کند که بدون حضور متراکم نظامی ها و لباس شخصی ها و گارد ويژه و گاز اشک آور و شليک هوايي و ... برای سرکوب مردم، باشد.در صورتی موفق به برگزاری راهپيمايي می شود که حضور نظاميان در خيابانها بيشتر از حضور مردم عادی باشد و در غير اينصورت ، شاهد شکل گيری راهپيمايي ميليونی بر ضد خود خواهد بود.

چرا نظام ، جنگ سخت را به جنگ نرم ترجيح می دهد؟

وقتی ا.ن. کره زمين را تهديد می کند ،گوياي اين مساله است که حکومت خود به خوبی می داند که در کره زمين متحدی ندارد و يکه و تنها شده است و اگر برای خود متحدی داشت ، لااقل او را مستثنی می کرد و همه را تهديد نمی کرد.از طرف ديگر ، حکومت پس از انتخابات 88 و آن کودتای انتخاباتی ، پشتوانه مردمی و داخلی خود را نيز از دست داده است.بنابراين خود حکومتيان ، بهتر از هر کسی ،آفتاب خود را بر لب بام می بينند.

آنها اکنون با تمام سانسور و خفقانی که در کشور ايجاد کرده اند ، ولی همچنان خود را در بخشهايي آسيب پذير می دانند.

1)دانشگاه

2)اينترنت و شبکه های اجتماعی مجازی با وجود فيلترينگ شديد

3)شبکه های ماهواره اي با وجود پارازيت باران کردن آنها

4)تحريمهای اقتصادی بين المللی

5)ناکارامدی

6)عدم مشروعيت و مقبوليت دولت و حکومت در ميان عامه مردم

تمام آسيبهايي که از موارد (1) و (2) و (3) به حکومتيان وارد می شود را آنها مصداق جنگ نرم می دانند.و در مقابله با اين جنگ نرم نيز صداوسيما و بسيج و هيئتهای و روزنامه ها و مجلات و اينترنت و سايتهای خبری و .... انواع و اقسام ابزارها را در اختيار دارند.با اين وجود به سبب ضعف در اصول و مبانی ارائه شده از طرف حکومت، از يک طرف و ناکارامدی در بکارگيری ابزار رسانه ای ، باعث شده است که آنها با وجود اين همه ابزار ، عملا در اين جنگ به اصطلاح نرم ، حريفانی از پيش باخته باشند.آنها خود به خوبی می دانند که نه چيزی برای ارائه کردن دارند و نه توان و استعداد اين را دارند که از اين همه ابزار رسانه ای خود برای ارائه حداقل داشته های تئوريک خود استفاده کنند.بنابراين آنها ترجيح می دهند اگر قرار است در مقابل تهديدات از خود دفاع کنند ، ميدان بازی را به جنگ سخت ببرند.از عمده دلايل آن به شرح زير است:

1)حکومت نيروی انسانی برای جنگ در ميدان نرم را ندارد.اکثر دانشجويان و دانشگاهيان و جوانان تحصيلکرده و يا انسانهايي که می توانند به عنوان سربازان نرم باشند ، طرفدار حکومت نيستند.با وجود اينکه حکومت همه امکانات سخت افزاری از قبيل : صداوسيما ، روزنامه ها ، مجلات و اينترنت بدون فيلتر و .... را در اختيار دارد ، ولی به سبب نبود افرادی که بتوانند از اين همه امکانات استفاده کنند ، در اين ميدان ،حکومت حريفی از پيش باخته است.

2)بازی در ميدان جنگ سخت ، به حکومت اين امکان را می دهد که بتواند مخالفان داخلی خود را قلع و قمع کرده و بساط آنها را از ميان برچيند.

3)بازی در ميدان جنگ سخت به حکومت امکان می دهد که بتواند در ميان طيف هواداران خود ، اتحاد ايجاد کرده و از پراکنده شدن آنها جلوگيری کند.

4)حکومت فکر می کند که به لحاظ دو جنگ افغانستان و عراق ، نيروهای نظامی دنيا فرسوده شده و در مواجهه با افکار عمومی در حالت تدافعی قرار گرفته اند و شروع جنگی جديد برای دنيا ، هزينه هايي بسياری دارد ، بنابراين با محاسبات خود فکر می کنند که بتوانند با برهم زدن امنيت خاورميانه به عنوان منبع انرژی دنيا ، امنيت جهانی را مختل کنند و ابتکار عمل را در جنگ احتمالی در دست داشته باشند.

5)مواردی که به عنوان محلهای آسيب پذيری کودتاچيان از حيث جنگ نرم ، برشمرده شد ، با آغاز جنگ سخت ، براحتی امکان برچيده شدن تمام آنها وجود دارد.دانشگاه را به کل تعطيل می کنند.اينترنت را کلا قطع می کنند.تا جاييکه می شود بر روی شبکه های ماهواره ای پارازيت می اندازند و با حمله به خانه های مردم ، هر کی را که آنتن ماهواره دارد ، مجازات می کنند.يعنی با آغاز جنگ سخت ، حکومت امکان مي يابد که ميدانهاي جنگ نرم را از بين ببرد.

6)کسانی که امروزه به عنوان فرماندهان سپاه علمدار و جلودار حکومت شده اند ، کم و بيش سابقه جنگ سخت را دارند ، ولی از ميدان نرم چيزی نمی دانند و از آنجا که هميشه انسان به آن چيزی که فکر می کند بيشتر مسلط است ، متمايل تر است ، بنابراين در مشاورتهايي که به سران نظام می دهند ، آنها را به جنگ سخت نيز متمايل می کنند.

7)وجود جنگ سخت ، باعث می شود که حکومت بتواند تمام عواقب و پيامدهای تحريمهای اقتصادی را به مردم بقبولاند.در حاليکه اگر جنگی نباشد ، نارضايتی های مردمی از پيامد تحريمها ، خواه ناخواه يقه حکومت را خواهد گرفت.

8)ناکارامدی حکومت ، با وجود جنگ سخت ، پوشيده خواهد شد.ديگر کسی در حال جنگ به ناکارامدی های حکومت فکر نخواهد کرد.

9)حکومت هميشه حقانيت خود را از راه وجود دشمنان قوی اثبات کرده است.با وجود جنگی سخت ، براحتی می تواند همچنان بر طبل مشروعيت خود کوفته و مشروعيت زدايي از حکومت را با شيپور جنگ بی اثر کند.

البته دلايل ديگری برای ترجيح دادن جنگ سخت به جنگ نرم ، برای حکومت وجود دارد که در اين نوشته به آنها پرداخته نشده است،ولی در کل می توان گفت حکومتی که در جنگ نرم ، شانسی برای خود قائل نيست ، ترجيح می دهد که شانس اندک خود را در جنگ سخت امتحان کند.

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

همان منطقی که به جنتی اجازه می دهد برای حفظ نظام،دروغ 51 ميليارد دلاری بگويد به آجرلو هم،اجازه می دهد که کريمی را اخراج کند.

جنتی برای حفظ نظام دروغ 51 ميلياردی دلاری می گويد و آجرلو برای حفظ نظام و پاسداری از انقلاب کريمی را اخراج می می کند، ولی به قول فرمايش متين! معظم له :اينها مثل سگ دروغ می گويند.جنتی دروغ می گويد چون اگر مدرکی داشت، ارائه می کرد.چگونه است که جماعت کودتاچی ، يک فيلم چند ثانيه ای در اوين را که اصلا معلوم نيست که صدا و تصوير متعلق به هم هستند و ابتدا و انتهای کلام چيست به عنوان سند ، ارائه می کنند و از آن ذوق مرگ می شوند ، ولی سندی به اين مهمی در دست دارند و ارائه نمی کنند؟به خدا اگر اينها حتی سند 100 هزار تومانی دريافت پول سران جنبش سبز، از آمريکا را در دست داشتند، تا الان تمام کائنات را مطلع کرده بودند چه رسد به سند 51 ميليارد دلار.

پس وقتی سردار پلشتی چون آجرلو، برای برکناری کريمی به دروغگويي و مايه گذاشتن از دين و ارزشها روی می آورد، نبايد خيلی تعجب کرد ، چون از قديم گفته اند :پيش نماز که .... پس نماز حتما ....

اما در باب همين افاضات اين سردار پلشت در رابطه با حفظ ارزشها و انقلاب چند نکته مطرح است:

1)نکته ای که به کرات همه به آن اشاره کرده اند و آن اينکه مگر در همين ارزشها که ايشان خود را پاسدار آنها می داند، حفظ آبروی افراد از از مهمترين و سفارش شده ترين اقلام اين ارزشها نيست؟

2)ايشان، در تيمی مديرعامل هستند که بيشتر بازيکنان اين تيم ، رقمی بالاتر از سقف فدراسيون ديافت می کنند و همه خوب می دانيم که اين پرداختهای نجومی ، چقدر با عدالت و انصاف در جامعه تطابق دارد و تازه باشگاهی مثل استيل آذين ، چگونه با بالا بردن اين قيمتها، در اين نابسامانی سهيم است.چگونه است که اين سردار پلشت ، در وقت بستن قراردادهای نجومی با بازيکنان ، به فکر حفظ ارزشها و پاسداری از انقلاب نمی افتد ولی اکنون برای حفظ ارزشها سينه چاک می دهد؟

3)اين سردار پلشت ادعا می کند که سالها در فوتبال بوده است.چگونه نمی داند که ورود اعتقادات و دين در فوتبال ، از نظر فيفا غير قانونی است؟اين غير از اين است که اين سردار بی مقدار ، برای پيش بردن اهداف خود ، پشت دين و اعتقادات سنگر گرفته است و بجای اينکه حافظ دين و ارزشها باشد ، دين و ارزشها را به حفاظت از خود گماشته است؟چون اگر اينگونه نبود ، کاری خلاف مقررات بين المللی انجام نمي داد و انجام آنرا به گردن دين و ارزشها می انداخت.چه بسا ممکن بود خود را قربانی کند که دين و ارزشها در مقابل قوانين و مقررات بين المللی قرار نگيرد.

اين چه نظام و ارزشهايي است ،که برای حفظ آن ، اشخاصی مثل جنتی و آجرلو به ميدان مي آيند و مي خواهند با دروغ و تهمت ، بی آبرو کردن افراد، آنرا حفظ کنند و از آن پاسداری کنند؟

۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

تمام بيانات معظم له در مورد زندان ابوغريب برگرفته از سايت شخصيشان// اين نظرات همه قبل از اتفاقات کهريزک و کوی دانشگاه در سال 88 است.

در ديدار دانشجويان دانشگاه‏هاى استان يزد

13/10/1386

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3416&q=

يكى از اين هوچيگرى‏ها همين مسئله‏ى حقوق بشر است. حالا كسانى اين حرفها را ميزنند كه گوانتاناموى آنها عرق شرم بر پيشانى هر انسان باشرفى جارى ميكند؛ امضاى دستور شكنجه از سوى رئيس جمهورشان، انسان را در مقابل حقيقت دچار شرمسارى ميكند؛ اسناد گوانتانامو را، اسناد بازجوئى‏ها را به دستور مقامات بالايشان آتش ميزنند و ميسوزانند؛ آدمهائى كه اينقدر نسبت به حقوق بشر بى‏اعتناء هستند؛ آدمهائى كه ملتها را تحقير ميكنند. اگر امروز شما برويد با ملت عراق صحبت كنيد، اولين چيزى كه ميگويند، اين است كه به ما بى‏احترامى ميكنند، ما را تحقير ميكنند. اولين چيز، بيكارى و گرسنگى نيست. جوان عرب يك نخوتى دارد، يك غرورى دارد؛ اين را مى‏آيند جلوى زنش دستبند ميزنند، او را دمر ميخوابانند، با چكمه بر پشت او ميگذارند و ميكوبند؛ او را شرمنده ميكنند. اينجور اينها نسبت به حقوق بشر بيگانه‏اند. توى زندان ابوغريب عراق آن بلاها را سر متهمين مى‏آورند كه انسان از يادآوردنش شرم ميكند. من گاهى اوقات يادم مى‏آيد، خجالت ميكشم. اينها آن‏وقت ميگويند حقوق بشر! و حالا از جمله جمهورى اسلامى را، و هر دولت مخالف خودشان را در سطح دنيا متهم ميكنند به اينكه شما نقض حقوق بشر كرديد! خب، اين مسخره نيست؟ حالا همين كار مسخره را كه يك دشمنى از بيرون ميكند، گاهى در داخل هم آدم مى‏بيند متأسفانه همان را تكرار ميكنند و بازتاب ميدهند؛ همان حرف را اينها هم ميزنند

پس از درس خارج فقه

27/2/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3231&q=

ماجراى زندان «ابو غريب» - كه اخيراً معلوم شده است كه اين ماجرا مخصوص زندان ابوغريب هم نيست و در همه يا در اكثر زندانهايى كه امريكا در عراق دارد، با عراقيها همين رفتار مى‏شده است - داغ ننگى بر پيشانى امريكاييها شد؛ و اين داغ به اين آسانيها پاك نخواهد شد. آن وقت رؤساى امريكايى - رئيس‏جمهور و باند حاكم بر امريكا - مى‏گويند ما خبر نداشتيم؛ عذرخواهى‏شان اين است! مى‏گويند ما اطلاع نداشتيم؛ ما درِ شكنجه‏گاه‏هاى صدام را بسته‏ايم. مگر فرق مى‏كند كه چه كسى مردم را شكنجه كند؛ صدام يا شما؟! شكنجه، شكنجه است. شما درِ شكنجه‏گاه‏هاى صدام را نبستيد؛ شما جاى صدام را گرفته‏ايد. اين كه مى‏گويند ما خبر نداشتيم، اولاً دروغ مى‏گويند؛ چون صليب سرخ صريحاً اعلام كرد كه از مدتها قبل مسؤولان رده‏ى بالاى ارتش و مسؤولان امريكا را در جريان اين كار قرار داده است. معلوم مى‏شود كه از مدتها قبل اين كار اتفاق افتاده و حالا آشكار شده است؛ بنابراين بايد خبر به اينها رسيده باشد و اگر نرسيده، اين موضوع، خودش جرم ديگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مى‏آمد و شكنجه مى‏كرد؟ صدام هم مأمورينش مى‏كردند، شما هم مأمورينتان دارند مى‏كنند

در ديدار علما و روحانيون استان همدان‏

15/4/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3240&q=

امريكايى‏ها يكى از ارزشهايى كه فكر مى‏كنند يا ادعا مى‏كنند كه بايد در دنيا برايش بجنگند، حقوق بشر است؛ ملت امريكا هم اين را باور كرده است. يك وقت مسأله‏يى مثل زندان ابوغريب به‏وجود مى‏آيد و گوشه‏يى از آن برملا مى‏شود، كه آن را هم ماستمالى مى‏كنند؛ كما اين‏كه كردند و به گردنِ هم انداختند و .مسأله را تمام كردند

در ديدار طلاب و اساتيد مدرسه‏ى علميه‏ى آيةاللَّه مجتهدى

21/3/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3234&q=

شما مى‏بينيد يك مرد يا يك زن، با ظاهر آراسته و با شكل كاملاً مطلوب، كه اگر كسى اين مرد را در خيابان يا اين زن را در يك فروشگاه ببيند، هيچ‏گونه احساس بدبينى‏يى نسبت به روش اخلاقى آنها ندارد؛ اما همين مرد و همين زن در زندان ابوغريب بغداد به يك گرگ درنده تبديل مى‏شوند. زير اين ظاهر انسانىِ تميز، مرتب، ادكلن زده و و كراوات و پاپيون بسته، يك سگ وحشى خوابيده است. عكسهايى كه از زندان ابوغريب منتشر شد، خواب‏رفته‏ترين لايه‏هاى اجتماعى جوامع غربى را هم تكان داد و بيدار كرد

در ديدار جمعى از دانش‏آموزان و دانشجويان در آستانه‏ى سالروز سيزده آبان

8/8/1387

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4122&q=

حقوق بشرشان را در زندان‏هاى ابوغريب و گوانتانامو و زندان‏هاى متعدد ديگرى از اين قبيل نشان دادند

در ديدار هيأت علمى و كارشناسان جهاد دانشگاهى‏

1/4/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3236&q=

امريكاى رسوا كه زندانهاى آن در سرتاسر جهان و از جمله در عراق و در افغانستان است - چند روز پيش در خبرها آمده بود كه امريكا حدود بيست زندان از قبيل زندان ابوغريب دارد - و اين مجموعه‏يى كه امروز دارند داعيه‏ى حاكميت بر دنيا را بر روى دوش خود حمل مى‏كنند و مظهر فاجعه‏آفرينى و ضديت با حقوق انسان و وحشيگرى كامل هستند، ادعا مى‏كنند كه طرفدار حقوق بشرند

‏ در سومين كنفرانس بين‏المللى قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين‏

25/1/1385

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3335&q=

زندانيان مظلوم در گوانتانامو و ابوغريب و ديگرِ زندان‏هاى پنهان خود را بى‏درنگ آزاد سازد

در ديدار مردم استان قم به‏ مناسبت سالروز قيام 19 دى‏

19/10/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3267&q=

امروز ماجراى زندان ابوغريب، زندان گوانتاناموى امريكا، رفتار با ملتها به‏وسيله‏ى مسلحين و چكمه‏پوشان امريكايى و انگليسى، داستان هميشگى ملتهاست. ممكن است ملتها الان تظاهرى نكنند، اما اين وقايع در دلشان تأثيرات عميقى دارد و يك روز خودش را نشان خواهد داد.

‏ در ديدار مردم پاكدشت، در سالروز عيد سعيد غدير

10/11/1383

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3269&q=

امريكايى‏ها حق ندارند نام حقوق بشر را بر زبان جارى كنند. كسانى‏كه لكه‏ى ننگ كارهايى از قبيل زندان گوانتانامو و ابوغريب و بمباران مناطق مسكونى در عراق و افغانستان و جاهاى ديگر روى پيشانى آنهاست، .مظهر نقض حقوق بشر، خود آنها هستند؛ اينها وقاحت دارند كه باز هم از حقوق بشر حرف مى‏زنند

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

پيام معظم له به مناسبت اولين همايش بين المللی «لولوهای ممه بر»

خبرگزاری فالس نيوز: اولين همايش بين المللی «لولوهای ممه بر» با قرائت پيام معظم له توسط دبير اين همايش ، در سالن همايش های بين المللی صدا و سيما ميلی ، گشايش يافت.متن کامل پيام معظم له بدين شرح است:

بسم ا.. القاسم الجبارين

بار ديگر دستان آلوده استکبار جهانی ، در ادامه رفتار خصمانه با نظام مقدس ، از آستين پياده نظام جنگ نرم بر آمده است ، آنجا که با تمسخر ادبيات فاخر رييس جمهور مکتبی و مردمی ، سعی در تخطئه ايشان دارد.پياده نظام جنگ نرم و اربابان داخلی و خارجی آنها بدانند که رييس جمهور مکتبی و محبوب ملت ، تنها رييس جمهور قانونی و مشروع دنياست ، چون هم رای 24 ميليونی ملت را دارد و هم تنفيذ ولی امر مسلمين جهان را.اينجانب با اعلام حمايت همه جانبه و کامل از ادبيات و همه جوانب اين رييس جمهور عزيز ، به شما همايش کنندگان عزيزتر در اين همايش بين المللی عرض می کنم که اي کاش بنده نيز يک لولو بودم.من لولو نيستم ولی لولو ها را دوست دارم و اميدوارم که شما فرزندان معنوی ام در سراسر جهان، به مناسبت سال همت و کار مضاعف ، اين شعار را سرلوحه کار خود قرار دهيد و بدانيد که جهان بدون ممه ، فقط و فقط از دستان پرتوان شما عزيزان ساخته است.در اين راه از مذمت مذمتگران و ملامت ملامتگران و از فتنه فتنه گران نترسيد و بصيرت و همت و پشتکار را سرلوحه کار خود قرار دهيد.

معظم له – رمضان المبارک 1389

اضافه می شود که همايش بين المللی «لولوهای ممه بر» به همت نهاد رياست جمهوری و با همکاری صدا سيمای ميلی و نهاد های بين المللی و با حضور لولو هايي از 140 کشور جهان ، به مدت 7 روز در سالن همايش های بين المللی صدا و سيما ،برگزار می شود.

دبير اين همايش در مصاحبه با خبرنگار اعزامی فالس نيوز به مراسم گشايش اين همايش گفت: محور های اصلی اين همايش با نصب العين قرار دان فرمايشات معظم له حول 7 محور مجزا خواهد بود:

محور اول: انسان ، ممه ، لولو ، علوم انسانی و ارزشهای الهی

محور دوم:ممه ، لولو و مهندسی فرهنگی جهان اسلام

محور سوم: جهان بدون ممه و مديريت جهانی

محور چهارم: ممه ، لولو و آسيب شناسی فرهنگی نظام آموزشی

محور چهارم:لولو و بررسی علل و عوامل کاهش جمعيت

محور چهارم:ادبيات «ممه لولويي» و علت عدم انطباق آن با فرهنگ عمومی جامعه

محور پنجم:چالشهای نظام بين الملل و فعاليت مستمر سازمانهای «لولو نهاد»

محور ششم:آسيب شناسی فرهنگ فعاليت لولوها در جهان و راهکارهای بهبود آن

محور هفتم:جنگ نرم و رسالت لولوها در اين جنگ

وی با اشاره به استقبال چشمگير از اين همايش از سراسر جهان ، آنرا موفقترين همايش برگزار شده در چند سال اخير دانست و خاطر نشان کرد : جامعه در آينده از برکات اين همايش و همايش های مشابه بهره مند خواهد شد.

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

چرا در ايران 8500 امامزاده وجود دارد؟

دوست عزيزی چند روز پيش مطلبی با عنوان «8500 امامزاده در ايران وجود دارد» نوشته بود و به بالاترين لينک کرده بود.اگر چنانچه اين مطلب را نخوانده ايد به آدرسهای زير جهت خواندن آن مراجعه کنيد.

،http://kachestan.posterous.com/25344720

http://balatarin.com/permlink/2010/8/10/2149834

اين دوست عزيز در پايان اضافه کرده بود که «تصور بکنيد اگر به جاي اينها مراکز آموزشی و فرهنگی بود ، چه اتفاقی می افتاد.»

از آنجا که اين لينک در بالاترين رای بالايي آورد ، اين مطلب را در رابطه با چرايي وجود اين همه امامزاده در ايران ، از زاويه ديگری نوشته ام که اميدوارم ، فارغ از بحث مثبت و يا منفی گرفتن ، مطالب آن ديده شود.ضمن اينکه تا حد ممکن سعی شده است که کوتاه و مختصر باشد.

1)در اينکه تعدادی از اين امامزاده ها ، قلابی است و مرده ای در آن وجود ندارد و برپايي آنها کار شيادان است ، هيچ شکی نيست ولی خوب درصد بالايي از اين امامزاده ها ، واقعا وجود خارجی دارند.

2)وجود اين همه امامزاده در ايران ، ربطی به جمهوری اسلامی ندارد ،جمهوری اسلامی بيش از 30 سال نيست که در عرصه حيات ايران ، جاخوش کرده است و همه خوب می دانيم که امامزاده ها از ديرباز در ايران وجودداشته اند.

3)در رابطه با اينکه چرا خاندان حضرت علی(همه امامزاده ها از نوادگان ايشان هستند) نزد مردمان ايران زمين محترم شمرده می شوند ، دلايل متفاوتی وجود دارد، که از منظر اين نوشتار يکی از دلايل اصلی آن به شرح زير است:

همه خوب می دانيم که ايرانيان اسلام را به زور شمشير پذيرفتند ، يعنی اينگونه نبود که اسلام خود را به عنوان مکتبی انسانی و فرهنگی معرفی کند و مردم ايران آزادانه و با اشتياق ،آن را از جان و دل بپذيرند ، بلکه در پی ضعف سلسله ساسانی در ايران و پس از حمله وحشيانه اعراب به ايران و مقاومت جانانه مردم ، سرانجام ، اعراب ايران را فتح کردند و مردم بين پذيرفتن اسلام و بدست آوردن امنيت نسبی در يک طرف و نپذيرفتن آن و پرداخت باج به اعراب و آزار و اذيت از جانب آنها در يکسو ، پذيرش اسلام(شايد از روی تقيه) و در امان ماندن نسبی را قبول کردند.يعنی اجداد همين جنتی و يزدی و مصباح(اگر واقعا اين افراد ايرانی باشند) که امروز ايران را بدون اسلام مشتی خاک بی ارزش ،معرفی می کنند، در مقابل هجوم اعراب و حمله وحشيانه آنها ، چه خون دلها که نخورده اند و چه مصيبتها که نکشيده اند.به هر حال ايرانيان ، وقتی اينگونه اسلام را پذيرفتند ، برای اينکه در فرهنگ اعراب اضمحلال پيدا نکنند ، و بتوانند هويت خود را حفظ کنند ، به اپوزسيون حاکميت آنروز که همين خاندان حضرت علی بودند ، متمايل شدند.در طول حکومت امويان و عباسيان ، خاندان حضرت علی به عنوان اپوزسيون حاکميت ، قرار داشتند و نزديکی ايرانيان به اين اپوزسيون ، علاوه بر دلايل ديگری که می تواند داشته باشد ، يک جور دهن کجی به حاکميت اسلام حاکم نيز بوده است.اتفاقا ايرانيان با تيزهوشی خود را به اين اپوزيسيون نزديک کردند و توانستند ، هويت ايرانی خود را حفظ کنند.

به عنوان مثالی برای اين مطلب بهتر است به يک مورد اشاره کنم:

ايران و مصر ، دو تمدنی بودند که قبل از ظهور اسلام در عربستان ، وجود داشتند و بعد از ظهور اسلام ، هر دو اين کشور ها توسط اعراب فتح شدند.مصر امروزی را همه کشوری عربی می دانند و آنها را جزو کشورهای عربی به حساب مي آورند ،حتی شايد بعضی گمان کنند که نژاد آنها نيز عرب است ، زبان آنها که کاملا عربی است.در صورتيکه مصر دارای زبان و فرهنگ مخصوص بخود بوده است و اصلا نژاد مردمان آن عرب نبوده است.ولی بعد از حمله اعراب ، مصر به صورت کامل در فرهنگ عرب مضمحل شد و امروزه از فرهنگ و زبان آداب و رسوم مصر قبل از اسلام ، چيزی در ميان مصريان امروز ديده نمی شود ، تا جاييکه همه ممکن است به اشتباه فکر کنند که اصلا نژاد مردم مصر نيز عرب است.ولی ايران با وجود تمام ناملايمات ، توانست تا جايي که می شود ، فرهنگ خود را از تاخت و تاز اعراب دور نگهدارد و آنرا حفظ کند.

يکی از دلايل عمده اين ، از نظر اين نوشتار ، نزديکی ايرانيان به اپوزسيون حاکميت موجود آن زمان ، که همين خاندان حضرت علی هستند، بوده است.در طول دوران حکومت امويان و عباسيان ، خليفه اسلام ،خود را ولی امر مسلمين جهان می دانسته و خود را جانشين پيامبر معرفی می کرده و تمام اختيارات او را برای خود در نظر می گرفته است و ايرانيان نيز برای اداره حکومت اسلام برای او باج می فرستاده اند.برای رهايي از شر اعراب نيز در ايران حرکتها و جنبشهايي هم انجام می گرفته است ، ولی خوب به دلايلی موفق نمی شده و به نتيجه نمی رسيده است.بنابراين ايرانيان راهی بجز نزديکی به خاندان علی ، که در آنزمان در موقعيت اپوزسيون قرار داشتند، برای نشان دادن مخالفت خود با اسلام حاکم و دهن کجی به آنها نداشته اند.بايد اين را در نظر گرفت که در آن زمان امکان راه انداختن جنبش سبز و اطلاع رسانی از طريق اينترنت و ماهواره وجود نداشته است ، بنابراين بايد محدوديتهاي ايرانيان آنزمان را در نظر گرفت.بنابراين ايرانيان با برپاکردن امامزادها و محترم شمردن آل علی ، هم به حاکميت موجود اعتراض و دهن کجی می کرده اند و هم می توانسته اند که با ايجاد فضای تنفس برای خود ، بتوانند هويت خود را حفظ کنند.اينکار از يک طرف برای خاندان حضرت علی خوب بوده است ، چون باعث می شده که آنها هم بتوانند از اين فضا خود را و خاندان خود را و اهداف و آرمانهای خود را حفظ کنند(دقت کنيد که آنها هم حکومت را حق خود می دانسته و حاکميت موجود را کودتايي می دانسته اند) و از طرف ديگر ايرانيان هم می توانستند که با نزديکی به آنها ، نگذارند که به صورت کامل در اعراب مضمحل شوند و هويت خود را حفظ کنند.

ايرانيان هيچ وقت اسلام را آنچنان که اعراب می خواستند ، نپذيرفتند و وقتی که مجبور شدند که پس از سالها بپذيرند، نسخه ای از آنرا پذيرفتند که اپوزيسيون حاکميت آنروز ،ارائه می کرد.

بنابراين برپا کردن امامزاده ها و محترم شمردن آل علی ، از هوشمندی ايرانيان بود که در حاليکه در تنگنای پذيرش اسلام قرار گرفته بودند ، برای گريز از اضمحلال کامل فرهنگ و هويت خود ، راهی برای مبارزه با حاکميت باز گذاشته بودند.به عبارت ديگر ، هم خاندان علی از حاکميت دل خوشی نداشتند و هم ايرانيان (هردو به خاطر دلايل خاص خود)و اين نقطه اشتراک باعث پيوند آنها شد و اتفاقا هر دو نيز از آن منتفع شدند.

به عبارت ديگر از نقطه نظر اين نوشتار ، وجود امامزاده ها در ايران و محترم بودن آل علی ، به خاطر موقعيتی سياسی است که اين خاندان در اختيار ايرانيان قرار دادند تا ايرانيان بتوانند علی رغم اينکه کشوری تحت حاکميت مطلق اعراب بودند ولی موقعيت اپوزسيونی خود را نسبت به حاکميت حفظ کنند و اعراب نتوانند ايران را به صورت کامل در خود مضمحل کنند.

۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

ادبيات فاخر «ممه لولويي» احمدی نژاد ، مجری بی حاشيه اخبار ناشنوايان را به حاشيه کشاند.


داستان از آنجا شروع شد ، که مجری بی حاشيه اين اخبار که سالهاست برای ناشنوايان کشور ،اخبار را اجرا می کند، در خبرهاي مربوط به همايش ايرانيان سانديسخور مقيم خارج از کشور، پس از رسيدن به جمله «آن ممه را لولو برد.» از سردبير خبر ، می خواهد که اين جمله از خبر حذف شود ، چون او نمی تواند اين خبر را اجرا کند.ولی سردبير با اصرار بر اينکه اين جمله، کلام رييس جمهور مملکت است و شما با اينکار به رييس جمهور اهانت می کنيد ، جواب او را می دهد.پس از اصرارهای فراوان سردبير خبر ، ايشان مجبور می شوند که اين خبر را بروند و پس از آن است که سيل ناسزاها و فحشهای گوناگون نثار ايشان می شود.




سايت جهان نيوز بلافاصله ، خبری با تيتر «نشان دادن اعمال منافی عفت در سيماي ملي» به نکوهش اين عمل می پردازد.پس از آن کيهان با عنوان «آنجا چه خبر است؟» ، تحليلي در رابطه با نفوذ عوامل بيگانه و جاسوسان سيا و اسراييل در راديو و تلويزيون و نشان دادن اعمال منافی عفت در سيمای ملی ، خواستار واکنش مناسب ائمه جماعت به اين بدعتها می شود.سايت رجا نيوز وابسته به فاطمه رجبی در تحليلي با عنوان « نفوذ عوامل سران فتنه در اخبار ناشنوايان» ، اينگونه اعمال را ادامه فرهنگ دين سوز اصلاح طلبان می داند و نسبت به عواقب اينگونه نفوذها ، هشدار می دهد.سايت فالس نيوز وابسته به سپاه پاسداران از دستگيری تعدادی از عوامل منحرف در واحد مرکزی خبر ناشنوايان خبر می دهد.واکنشها به همين جا ختم نمی شود و پاي شخصيتهای سياسی و مملکتی نيز به اين ماجرا گشوده می شود.احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه ، پرده از رازی هولناک بر می دارد ،با اين عنوان که سردبير و مجری اين اخبار ، 100 ميليارد دلار از آمريکا و از طريق عربستان دريافت کرده اند تا اين صحنه مبتذل را در تلويزيون و در جلوی چشمان ميليونها ايرانی اجرا کنند.احمد خاتمی ، امام جمعه موقت تهران ، در مصاحبه با بخش خبری 20:30 اعلام می کند که قلب آقا از ديدن و شنيدن اين مساله به درد آمده است.

واکنش شخصيت ها ، احزاب و گروههای مختلف ، نسبت به اين واقعه ، همچنان ادامه دارد.و معلوم نيست چه بر سر اين مجری خبر که سالها بدون حاشيه به کار خود مشغول بود ، بيايد.