۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

تشکر ويژه از بازاريان که حاضر نيستند هزينه های سرکوب ملت را قبول کنند و يک هشدار اقتصادی

هزينه های سرکوب ملت در يکسال گذشته و پيش بينی هزينه های بيشتر اين سرکوب در آينده ، برای دولت کودتا دارد سر به فلک می کشد.هزينه هايي از قبيل حقوق و مزايا برای مزدوران ،برگزاری راهپيماييها و تجمعات حکومتی ، تهيه ادوات سرکوب از جمله باتوم وگاز اشک آور و لباس و تجهيزات موتوری ،افزايش حقوق و کمکهای بلاعوض به کارکنان و کارمندان ادارات مختلف دولتی و امنيتی برای اينکه نارضايتی آنها فروکش کند و از کودتاچيان رضايت نسبی داشته باشند و .... از طرف ديگر فشار حاصل از تحريمهای بين المللی از جمله در مورد بنزين باعث شده است که دولت کودتا ، به فکر بودجه تهيه بنزين، از بازار سياه و البته با قيمتهای بالاتر باشد.در سوی ديگر ماجرا ، کودتاچيان با طرحها و پروژه های نيمه کاره ای که در طول سفرهای به اصطلاح استانی ، به تصويب رسانده اند درگير هستند که بين 10 تا 30 درصد از پروژه ها به اجرا درآمده و بودجه آن 10 تا 30 درصد پرداخت شده و برای ادامه کار به بودجه نياز دارد و پرداخت نشدن آن بودجه ها يعنی ايجاد نارضايتی از بی کفايتی کودتاچيان در سراسر کشور.کودتاچيان در زمانی، دوره می افتادند در سراسر کشور و برای عوام فريبی به صورت کيلويي و بی حساب و کتاب پروژه تصويب می کردند ، با 10 تا 20 درصد بودجه پروژه، آنرا شروع می کردند اکنون سررسيد قسطهای بعدی آنها سرآمده است.

يک سوی ديگر ماجرا ، هزينه های بين المللی کودتاچيان است و باجهايي است که آنها بايد به کشورهای دست چندم جهان بپردازند تا وجهه بين المللی خود را حفظ کنند.از هزينه های «اميرالمومنين» خوانی احمدی نژاد در مالی گرفته تا باجهايي که به سريلانکا و ونزوئلا و ... می پردازند تا به خيال خود در سطح جهان هم پيمان داشته باشند و در مقابل غرب بايستند، تا هزينه های خرابکاری در کشورهای ديگر.

به همه اين هزينه های اضافه کنيد ، بخور بخور ، حاضر در سطح سران سپاه را که هيچ کدام از سرداران خود را کمتر از محصولی نمی بينند و با توجه به اوضاع و احوال کشور بايد بار خود و هفت پشت خود را در اين شرايط ببندند که در صورت سرنگونی بتوانند ، زنده باشند.

با همه اين اوضاع ، طرح هدفمند کردن يارانه ها نيز در پيش است که کودتاچيان قول پرداخت پول به مردم را داده اند و اگر چه قرار است اين پول را از طريق گران کردن حاملهای انرژی به مردم بپردازند ، ولی اول بايد اين پول از مردم وصول شود و بعد بين آنها و يا قسمتی از آنها تقسيم شود که چون در حال حاضر معلوم نيست که آيا مردم قيمتهای بالا را پرداخت می کنند و يا نه ؟ بنابراين کودتاچيان بايد قسمتی از بودجه آنرا برای زمين نخوردن طرح ، در اختيار داشته باشند.

مجموع تمام اين هزينه ها باعث شده است که کودتاچيان به فکر تهيه پول بيافتند که اکنون ديگر پول نفت نيز جوابگوي آن نيست و به ته صندوق ذخيره ارزی نيز آب بسته اند..پس از آنکه تسلط بر دانشگاه آزاد برای آنها ميسر نشد ، بدنبال اين هستند که قسمتی از کسری بودجه خود را از طريق ماليات ار بازاريان تهيه کنند. و اينجاست که بازاريان ، با اعتصابات خود ، از پرداخت هزينه سرکوب ملت سرباز می زنند که جای تشکر ويژه دارد.

از آنجا که کودتاچيان نشان داده اند که به هيچ هنجار اخلاقی و متعارف و هيچ معيار و شاخص علمی و جهانی ، پايبند نيستند ، هيچ بعيد نيست که پس از نااميدی از يافتن منبعی برای جبران هزينه های خود(مثل دانشگاه آزاد و يا ماليات بر بازاريان و ....) دست به يک حرکت انتحاری زده و شروع به چاپ اسکناسها و ايران چکهای بدون پشتوانه و تزريق آنها در بازار کنند.حکم شرعی و عقلی آنها برای اين تزريق نقدينگی بدون پشتوانه نيز می تواند برای «حفظ نظام» باشد که براحتی قابل احصاء از بالاترين مراجع مذهبی و حکومتی نظام است.در آن صورت کشور دوباره شوک اقتصادی سالهای 85 و 86 را شاهد خواهد بود که طومار اقتصادی مملکت را برای سالها خواهد پيچيد.هشدار اينکه در مقابل اينگونه حرکتهای انتحاری کودتاچيان که به آخر خط رسيده اند و برای يک روز بيشتر بودن بر مسند قدرت حاضرند ، تمام هستی مملکت را به باد دهند ، بايد هوشيار بود.و به موقع اطلاع رسانی کرد.ماموريت ويژه آن دسته از اصولگرايانی که در قدرت هستند و به اخبار و اطلاعات درون دولت کودتا دسترسی دارند و به اندازه يک هزارم عشق و علاقه خود به «ولايت فقيه» به کشور وملت خود عشق دارند ،می تواند اين باشد که در مقابل حرکتهای انتخاری دولت کودتا ، برای جبران بودجه هزينه ها ، هوشيار بوده و با اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی ، هزينه اينگونه عملياتهای انتحاری کودتاچيان را بالابرده و در به تاراج نرفتن کشور و ملت خود سهيم باشند.

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

ملاقات دوستانه «مرد تنهای شب» با مقام عظمای ولايت

خبرگزاری فارس:پس از ملاقات صميمانه چندی پيش هنرمندان با مقام معظم رهبری ، سيل درخواستهای مختلف از طرف قشرهای مختلف برای ملاقات حضوری با معظم له ،هر روز به دفتر مقام عظما می رسد.دفتر مقام عظما روز گذشته ميهمان ويژه های داشت که کسی نبود جز «حبيب محبيان» معروف به «حبيب» که پس از تقاضاهای مکرر او و عنايت ويژه مقام معظم رهبری ، اين ديدار در فضايي دوستانه برگزار شد.در اين ديدار دکتر پروفسور سعيد حداديان ، از اساتيد برجسته دانشگاه تهران و کانديداي رياست آتی اين دانشگاه نيز به درخواست مقام عظما حضور داشتند.در ابتدای اين ديدار حبيب که اشک شوق امانش نمی داد ، گفت وقتی شنيدم که به درخواست من جواب مثبت داديد ، تا 39 درجه تب کردم ، ولی الان حالم بهتر است.وی با اشاره به حضور خود در لوس انجلس ، اين بخش از زندگی خود را دوران سياه زندگی خود ناميد و اظهار اميدواری کرد که بتواند با همت مضاعف و کار مضاعف ، آنرا جبران کند.در ادامه او با ابراز انزجار از سران فتنه و هزينه هايي که خواص بی بصيرت به نظام و انقلاب در جريان حوادث پس از انتخابات وارد کردند گفت : در کنف عنايت رهبری پيامبرگونه جنابعالی ، اکنون ايران به بزرگترين قدرت در دنيا تبديل شده است و اين چيزی نيست که فقط دوستان به آن اعتراف کنند ، بلکه دشمنان و بدخواهان نيز به آن معترفند.

در ادامه مقام عظما نيز ، ضمن اشاره به درجات توبه در اسلام ، ايشان را به عنوان کسی که می تواند الگوی خوبی برای به راه خطا رفتگان باشند ،معرفی کردند و گفتند :مهم عاقبت به خيری است . بعضى‌ها با امام از پاريس تو هواپيما بودند و آمدند ايران؛ اما در زمان امام به خاطر خيانت اعدام شدند! بعضى‌ها از دورانى كه امام در نجف بود و بعد كه به پاريس رفت، با ايشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اينها، موضعگيرى‌هاى اينها موجب شد كه امام اينها را طرد كرد، از خودش دور كرد. ميزان، وضعى است كه امروز بنده دارم.يعنی شما اگر الان در موضع ضديت با نظام نباشيد و برای تقويت با نظام بخواهيد اقدام کنيد ، عاقبت به خير می شويد و پذيرفته هستيد.

ايشان سپس افزدودند:البته من ترانه های شما را حتی در زمانی که به تعبير خودتان دوران سياه زندگی بوده است ،نيز خيلی سياه نمی بينم.جز يکی دو مورد ، آنهم يکی ترانه «بزن باران» که در آنجا به صراحت به ما تيکه می اندازيد و می خوانيد :

بزن باران که دين را دام کردند
شکار خلق و صيد خام کردند
بزن باران خدا بازيچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

در همين جا حبيب با کسب اجازه از معظم له ،گفت که در اينجا منظورش «سران فتنه» و «خواص بی بصيرت» بوده است و استفاده ابزاری آنها از دين را نکوهش کرده است.

معظم له ضمن تقدير از ظرافت و دقت اين هنرمند متعهد در قبال جامعه ، اين تيزبينی او را در پيش بينی استفاده ابزاری سران فتنه از دين ستود و از ايشان در مورد «واعظان» نيز پرسيد و افزودند که شما در اين ترانه می خوانيد:

واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند
چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند
گوييا باور نمیدارند روز داوری
كين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند

منظورتان چيست ؟ که ايشان در جواب نيز گفتند :منظورم سران فتنه بوده است ، که رضايت خاطر معظم له را به دنبال داشت.

معظم له با معرفی دکتر پرفسور سعيد حداديان به الگويي کامل برای جوانانی که می خواهند در راه هنر اقدام کنند ، در جواب تقاضای حبيب برای ارايه آلبوم فرمودند:البته اسلام کلا با موسيقی مخالف است و شما هم که اکنون در آغوش اسلام هستيد ، می توانيد با تاسی از دکتر پروفسور سعيد حداديان در اين راه قدم برداريد و از ديگر دوستانی که اکنون دوران سياه زندگی خود را می گذرانند ، دعوت کنيد که به آغوش اسلام بيايند.

اين ديدار دوستانه در فضايي آکنده از معنويت و احساس به پايان رسيد و حبيب که چفيه متبرک آقا را هديه گرفته بود ، از تسلط آقا بر شعرها و ترانه ای لوس آنجلسی بسيار متعجب شده بود در حدی که او را يارای سخن گفتن نبود و مرد تنهای شب با بارقه ای از اميد درچشمانش ، بيت مقام عظما را به سوی آينده ای روشن ترک کردند.

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

خ.ر. در دادگاه عدل الهی

فرض کنيد که اکنون قيامت شده است و دادگاه عدل الهی مشغول رسيدگی به پرونده خ.ر. در دنيا است.

دادگاه عدل الهی : چرا در روی زمين به مردم ظلم کردی؟ چرا تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشيدی ؟ چرا حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را از بندگان من سلب کردی؟

خ.ر. : بارالها ، بنده خود را نماينده تو در روی زمين می دانستم و حکومت خود را ادامه حکومت فرستادگان و انبياء تو بر روی زمين می پنداشتم.هيچگاه هم اينرا پنهان نکردم و به صورت صريح اعلام کردم که من در مقام نيابت امام زمان هستم.اگر تو با کارهای من مخالف بودی و آنها را ظلم و ستم می دانستی ، پس چرا جلوی مرا نگرفتی؟ چرا از قدرت و نيروهايت استفاده نکردی که به همه اعلام کنی که من نماينده تو نيستم ؟تو که بر همه چيز آگاه هستی ، مگر نه؟ اگر اعمال من را ظلم و ستم بر مردم می دانستی ، تو که بر اعمال و نيات خالصانه من و هر آنچه در دنيا می گذشت،آگاه بودی ، پس چرا ساکت ماندی و اجازه دادی که من به ظلم و ستم خود بر مردم ، به گمان اينکه در راه تو دارم قدم بر می دارم ، ادامه دهم و اقدام کنم؟

حال اگر گناهی صورت گرفته باشد ، مقصر منم که نمی دانستم و گمان می کردم که همه کارهای من در راه تو و برای رضای تو است يا تويي که می دانستی اين گونه نيست و ساکت ماندی؟

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

اعتراف ضمنی به عدم کارايي نظام «ولايت فقيه» در کلام سينه چاکان «ولايت»

طرفداران و سينه چاکان «ولايت فقيه» وقتی در مقام پاسخگويي به اين سوال بر می آيند که اگر اين نظام از طرف خداست و ولی فقيه نماينده خدا بر روی زمين است پس چرا اينقدر ناکارامد است ؟ ، معمولا سعی مي کنند که تقصيرها را به گردن ديگران بياندازند و «ولی فقيه»شان را از تمام تقصيرها و قصورات مبرا بدانند.مثلا می گويند مشکل در آقا نيست بلکه مشکل در اطرافيان است که به حرف آقا گوش نمی دهند.
يا مثلا همين امروز که توکلی در مجلس نطق کرد ، برای اينکه نشان دهد خيلی سينه چاک ولايت است و دست «ولی فقيه» در کشتار جوانان در کهريزک در کار نيست و يا او هيچ نقشی در حمله به کوي دانشگاه نداشته است ، يک جمله «علی رغم دستور اکيد مقام معظم رهبری» می بندد تنگ حرفهايش تا نشان دهد که ، «ولی فقيه» از اين کشتارها مبرا است.يعنی علی رغم اينکه نشان می دهد توکلی وجود مشکلات در قوه قضاييه و بی عدالتی ها را می فهمد ولی از فهميدن علت و ريشه آن، عاجز است و شروع به دادن آدرس غلط می کند.
کلا اگر به کلام تمام سينه چاکان ولايت گوش کنيم ، همه آنها به ناکارامديها اعتراف دارند ، ولی هيچ وقت آنرا به حساب «ولی فقيه» و سيستم ديکتاتورگونه نظام «ولايت فقيه» نمی گذارند و به حساب ديگران می گذارند.ديگرانی که با بازيگوشی حرف آقا را عملی نمی کنند.
در کلام اين سينه چاکان ، نکته ظريفی در اثبات عدم کارايي «ولايت فقيه» وجود دارد و آن اينکه، آخر چگونه می شود اين همه اختيار و قدرت را به صورت مادام العمر به شخصی داد ،که هيچ کس به او گوش نمی کند؟ چگونه می شود که سرنوشت حيات و ممات يک ملت را با سرنوشت يک شخص به نام «ولی فقيه» گره زد و تازه اعتراف هم کرد که هيچ کس به او گوش نمی کند.وقتی رييس قوه قضاييه که به صورت مستقيم از طرف «ولی فقيه» انتخاب می شود ، تمام کارهايش «علی رغم دستور اکيد مقام معظم رهبری» است ، پس از ديگرانی که به واسطه، توسط او انتخاب می شوند ، چه انتظاری هست؟البته در رده های بالا خودشان می دانند که چه خبر است و علت و معلولها را خوب می شناسند ولی چون سر در آخور «ولايت» دارند ، اينگونه حرف می زنند ، غصه آنجاست که اينگونه استدلالها ، از زبان افراد ساده و از همه چيز بی خبر شنيده شود.

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

ديدار صميمانه مقام عظمای ولايت با عوامل و بازيگران شبکه فارسی 1

ظاهرا پس از نياز شديد مقام عظمی به مشروعيت و محبوبيت ،نشست صميمانه مقام عظمی با بازيگران و عوامل صداوسيما ،برای گدايي مشروعيت و محبوبيت ، راه به جايي نبرده است.چون علاوه بر اينکه اين نشست هيچ سودی برای مقام عظما نداشته است ، بسياری از بازيگران را از چشم مردم نيز انداخته است.از طرفی پس از بررسی های فراوان سربازان گمنام و غير گمنام ، آنها به اين نتيجه رسيده اند که ظاهرا شبکه فارسی 1 در ميان مردم از محبوبيت بيشتری برخوردار است و به همين خاطر اينبار مقام عظمی کاسه گدايي محبوبيت و مشروعيت خويش را به سوی شبکه فارسی 1 دراز کرده است.در زير ، بدون هيچ گونه دخل و تصرفی ، گزارش اين نشست صميمانه از خبرگزاری فارس ، آمده است.

خبرگزاری فارس: در آستانه يکسالگی شبکه فارسی 1 ، و پس از اصرار و ابرام زياد عوامل و بازيگران شبکه فارسی 1 ، نشست صميمانه مقام عظما با عوامل و بازيگران اين شبکه برگزار گرديد.در ابتدای اين مراسم ، مداحی توسظ دکتر پرفسور سعيد حداديان از اساتيد برجسته دانشگاه تهران و کانديدای رياست آتی اين دانشگاه انجام شد که به مراسم حال و هوای معنوی بيشتری بخشيد.پس از آن «سالوادور سرينسا» از بازيگران سريال «سفری ديگر» به ايراد سخن پرداخت.وی با آرزوی طول عمر برای مقام عظما ، ضمن محکوم کردن سران فتنه ، از درايت مقام عظما در خنثی سازی فتنه اخير تشکر کرد.پس از آن «ويکتوريا» از بازيگران مطرح فارسی 1 پشت ميکروفون قرار گرفت و در حالی که گريه امانش نمی داد ، اين لحظات را باشکوه ترين لحظات عمر خود دانست.وی ابراز کرد که در حال عمل جراحی زيبايي ، بوده است که پس از شنيدن خبر ملاقات با مقام عظما ، از روی تخت بيمارستان و حتی در حالت بيهوشی ، خود را به اين ديدار رسانده است.سپس نوبت به «اسکار ليال» رسيد که دغدغه ها و گلايه های خود را از اهالی ساختمان ، به سمع و نظر مقام عظما رساند.پس از صحبت کردن چند نفر ديگر ، مقام عظما ، که با دقت به سخنان حاضران گوش می داد ، به ايراد سخن پرداخت.

معظم له با اشاره به تلاش شبانه روزی عوامل و بازيگران شبکه فارسی 1، يکسالگی اين شبکه را به آنها تبريک گفت.ايشان افزودند : حقيقتا شبکه فارسی 1 در خنثی سازی فتنه اخير ، نقش بارز و بالنده ای داشت.در حاليکه آتش فتنه در کشور زبانه می کشيد و مردم از ديدن شبکه های صداوسيما سر باز می زدند ، ما مانده بوديم که چگونه مردم را در خانه سرگرم کنيم و آنها را از نگاه کردن شبکه های سياسی بازداريم ،که دست خداوند اين شبکه را از غيب برای ما فرستاد.

وی با اشاره به رشد سريع و خيره کننده آنتن های ماهواره ای در کشور فرمودند: در حال حاضر بنا بر آمار رسمی 60 درصد مردم ايران ماهواره نگاه می کنند و از اين تعداد ، حدود 40 درصد به صورت حرفه ای و تمام وقت شبکه فارسی 1 را نگاه می کنند که اين در نوع خود بی نظير است.وی با تبريک سرازير شده اين حجم مخاطب به شبکه فارسی 1 ، نقش اين شبکه را در راستای اعتلای فرهنگ اسلامی ، نقشی پررنگ برشمردند.

معظم له ضمن تشکر از عنايت ويژه اين شبکه به مناسبتهای مذهبی ،اين اقدام را در راستای فرهنگ غنی اسلامی، ستودند.ايشان با اشاره به سريالهای پخش شده در اين يکسال در شبکه فارسی 1 ، ضمن تشکر از حسن دقت و انتخاب سريالها ، لزوم استفاده نکردن از سريالهای ساخت کشورهای استکباری را يادآور شدند و اضافه کردند : تا جاييکه می شود نبايد از سريالهای ساخت آمريکا و ديگر کشورهای ابرقدرت استفاده کرد.

ايشان با عنايت به لزوم همکاری تنگاتنگ بين صداوسيما و شبکه فارسی 1 ، خواهان همکاری بيشتر اين شبکه و هماهنگی بيشتر در پخش برنامه ها شدند و اضافه کردند:بايد زمان پخش سريالها طوری با هم هماهنگ باشد که بيننده دچار سردرگمی نشود.خانم بنده اخيرا می خواست ، سريال «در جستجوی پدر» را ببيند و همزمان تلويزيون فوتبال پخش می کرد و بنده هم علاقمند بودم که فوتبال آلمان – آرژانتين را تماشا کنم و همين باعث ايجاد بحث و جدل فراوانی در بين ما شد و از اين دست بحث و جدلها در خانواده ها زياد به ما گزارش می شود و شما بايد طوری برنامه ها را هماهنگ پخش کنيد که اينگونه نشود.

معظم له با اشاره به هماهنگی کامل نيروهای انقلاب با شبکه فارسی 1 اضافه کردند: همانگونه که می دانيد نيروهای ما بر روی ماهواره پارازيت می فرستند و به آنها توصيه شده است که بايد پارازيت شما کوچکترين تاثيری بر شبکه فارسی 1 نداشته باشد که الحق و انصاف ، آنگونه که از سراسر کشور گزارش شده است ، اين شبکه در تمامی نقاط به صورت آينه می گيرد و کوچکترين پارازيتی بر روی آن نيست.

ايشان با اشاره به انتخاب نام «همت مضاعف و کار مضاعف» برای امسال اضافه کردند ، انصافا فقط اين شبکه بود که حرف مرا جدی گرفت ، چون تعداد سريالها و زمان پخش آنها را با همت و توان مضاعف بيشتر و پربارتر کرد.

در انتهای اين مراسم نيز طومار امضا شده از طرف بيش از هزار نفر از عوامل و بازيگران سريال فارسی 1 در لزوم تسريع در محاکمه سران فتنه به حجت الاسلام لاری جانی ، رييس قوه قضاييه داده شد و از طرف بيت معظم له نيزلوح يادبودی به عوامل و بازيگران فارس1 اهدا شد.

در حاشيه مراسم :

--- پس از ورود معظم له به محل نشست ، مادر جسيکا گفت «خوش اومدی چاقاله بادوم من» که باعث خنده حضار شد.

--- در حاليکه «آريانگ» از بازيگران سريال «افسانه افسونگر» اشک در چشمانش حلقه زده بود ، خود را به نزديکی معظم له رساند و از ايشان خواست که اجازه دهد فيلمنامه ای از زندگی ايشان را بنويسد که ايشان هم با لبخندی استقبال کردند.

--- قرار بود که خطبه عقد «ماماجون» و «يه يانگ» توسط معظم له خوانده شود که ايشان پس از ديدن قسمت اخير سريال و مطلع شدن از نارضايتی والدين آنها از اين وصلت ، خواندن خطبه را منوط به رضايت والدين دانستند.

---- معظم له با اشاره به «جانائيتا چاری» از بازيگران سريال «سفری ديگر» از ايشان به شوخی خواستند که بگويد روح چه کسی در جسم ايشان است و «جانائيتا چاری » نيز گفت در حاليکه شما مشغول سخنرانی بوديد اينکار را کردم ، روح کسی بود که نمی شناختمش ولی گفت اسمش «يزيد» است.

---- در ميان همهمه و درگوشه ای از سالن نشست، «سالوادور سرينسا» و «ايزابل آرويو» از مسئول دفتر مقام معظم پرسيدند که ايا در اين اطراف جنگلی وجود دارد و يا نه که ايشان هم جواب منفی دادند.

---- پسر هلنا دوست ويکتوريا در سريال ويکتوريا نيز ، خواهان چفيه آقا شدند که معظم له به ايشان اهدا کردند.

--- معظم له ، از غيبت «نينا» بازيگر سريال«آرزوی عروسک پارچه ای» پرسيدند که دقت نظر ايشان در شناخت بازيگران سريالهای فارسی 1 ، باعث تعجب همگان شد.

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

شطرنج ، ويدئو ، ماهواره ، اينترنت ، و اينک حجاب اختياری

شايد اگر روزی برای آيندگان بخواهيم توضيح دهيم که چگونه ما برای آزاد کردن بازی شطرنج ، با حاکميت اسلامی مبارزه کرده ايم ، از خنده روده بر شوند.شايد اگر روزی آيندگان بدانند که زمانی در ايران داشتن دستگاه ويدئو در خانه جرم محسوب می شده و دارنده آن بايد مجازارت سنگينی را متحمل می شده است ، از تعجب شاخ در مي آورند.و شايد اگر روزی آيندگان بدانند که نسلهای قبليشان برای داشتن يک دستگاه رسيور ماهواره در خانه ، بايد ريسک هجوم نيروهای امنيتی به حريم خانه خود و جريمه و زندان را متحمل می شدند ، اصلا باور نکنند.
اما واقعيت اين است که کسانی که اين 30 سال حکومت را ديده اند، به خوبی می دانند که چگونه روزگاری ، افراد را در پارکها به جرم بازی شطرنج به زندان می افکندند و جريمه می کردند.چگونه افراد زيادی را به جرم داشتن دستگاه ويدئو ، جريمه و زندانی کردند.هنوز عکسهای هجوم وحشيانه نيروی انتظامی به خانه های مردم و از پشت بام به پايين پرت کردن ديشهای ماهواره مردم در اينترنت موجود است.و در حال حاضر هم می دانيم که اينترنت را چگونه فيلتر کرده اند و امکان دسترسی آزاد مردم به اطلاعات را نمی دهند.
واقعيت اين است که اگر اکنون داشتن شطرنج جرم محسوب نمی شود و کسی را به جرم شطرنج بازی کردن ،به زندان نمی افکنند و يا داشتن ويدئو آزاد شده است و کسی را به جرم داشتن دستگاه ويدئو در خانه به زندان نمی افکنند و اگر چه هنوز هم داشتن رسيور ماهواره جرم است ولی يگر کسی را به جرم داشتن آن به زندان نمی افکنند ، به خاطر اين نيست که حاکميت از آنها راضی و آنها را حرام نمی داند ، بلکه به اين خاطر است که ديگر در توانش نيست که با انها مقابله کند.و مقاومت اجتماعی مردم ، اين موارد را به حاکميت تحميل کرده است.
در حال حاضر حجاب و اختياری بودن آن نيز ، يکی ديگر از صحنه های مبارزه حاکميت با خواست اجتماعی مردم است.حکومت تا جاييکه در توانش باشد ، با آن مقابله خواهد کرد و اجازه نخواهد داد ، زنان بتوانند از پوشش اختياری استفاده کنند، ولی دير زمانی نخواهد گذشت که مقاومت اجتماعی مردم ، پوشش اختياری برای زنان را به حکومت تحميل خواهد کرد.کسانی که اين مساله را باور ندارند ، فقط به اين فکر کنند که برای شطرنج ، ويدئو ، ماهواره ، اينترنت و حتی آزادی آستين کوتاه پوشيدن مردها ، چه مقابله اجتماعی عظيمی با حاکميت داشته ايم؟

چگونه مبتکران طرح«ولايت فقيه» بعد از 1300 سال فهميدند که نظر خدا عوض شده است؟

تا آنجاييکه از دروس تعليمات دينی که در مدرسه و دانشگاه توسط نظام به خورد ما داده شده است ، مي دانيم که نقطه آغاز تمام اختلاف شيعه و سنی در اين است که شيعان معتقدند که بعد از پيامبر، حکومت حق حضرت علی بوده است و ديگر خلفا با غصب کردن حکومت ، چند صباحی را در مسند قدرت بوده اند.

از جمله دلايلی که برای رد کردن روش انتخاب خليفه بعد از پيامبر به ما گفته اند اين است که چگونه ممکن است پيامبر امت خود را بدون سرپرست رها کند و چگونه ممکن است که برای انتخاب اميرالمومنين ، بتوان با جلسه ای از بزرگان تشکيل داد و به صورت رای گيری اميرامومنين را انتخاب کرد.و خداوند اين کارها را قبول ندارد و درست نيست.

حال بعد از 1300 سال ، ولايت فقيه را مطرح کرده اند که در آن مجلسی به نام مجلس خبرگان ، تشکيل می شود و کار انتخاب ولی امر مسلمين جهان را انجام می دهد وپس از آن ، «ولی فقيه» تمام اختيارات پيامبر را که به قول کروبی حتی بيشتر از اختياراتی که خداوند برای خودش در نظر گرفته است را ، دارا می باشد.

اگر شما روش انتخاب ابوبکر و عمر و عثمان و باقی خلفای اموی و عباسی را رد می کنيد ، پس چگونه خود با همان روش برای مردم ، اميرالمومنين انتخاب می کنيد؟و بعد جايگاه اميرالمومنين هم جايگاه پيامبر و خدا قرار می دهيد و مخالفت با آن را مخالفت با پيامبر و خدا و محاربه می دانيد؟

يعنی از نظر مبتکران طرح «ولايت فقيه» ،خداوند در 1300 قبل نظرش اين بود که نمی توان با تشکيل مجلس خبرگان، ولی امر مسلمين جهان را انتخاب کرد ولی الان ديگر می شود؟